قطعات ادبی
شعر، داستان، فیلمنامه، نمایش، نقدادبی و ...
وقتی من دختر شدم
  توسط سید جواد قریشی

یا لطیف

  تقدیم به شیردل بانو سمیه که فکر اولیه مطلب با نگاهی به پیج اینستاگرام ایشان شکل گرفت

  دلم میخواست دختر میشدم.خجالتیسالها آرزو داشتم دختر بودم.بوسهمگه من چیم از مایکل جکسون کمتره؟ خوشگل نیستم، که هستم... رقصمم هم خیلی بهتره... فقط اون پول داره، من ندارمآرام  بلاخره، به آرزوم رسیدم.خندهدختر شدم. با همه امکانات. قد بلند... مو مشکی... ابرو کمون... جلوبندی و دیفرانسیل هم بیست ِ بیست. یک فول آپشن به تمام معنی.متعجب  مطمئنم الان داری توی دلت میگی این یه داستان آبکی تخیلی ِ که آخرش از خواب بیدار میشه و همش سرکاری و کلیشه ای بوده؟ آره؟متعجب فریاد.... نه. من نه دارم خواب می‌بینم و نه داستان یه افسانه است. واقعیت محضِ.
  من دختر شدم. زیر ابرو برداشتن و لاک و تتو که دیگه همگانی شده و دختر و پسر نداره. من کلاً تغییر جنسیت دادم. یک دختر سکسی گلِ گلاب البته در فضای مجازی.آرام

  راستش وقتی دیدم جذابیت و خوشگلی و رقصِ بهتر از مایکل و ممد خردادیان، بدون شیتیل، مثل فیلسوفی می مونه که صد جلد کتاب نوشته و چون پول نداره چاپشون کنه، هیچکس آدمم حسابش نمیکنه، با خودم گفتم بهترین جا فضای مجازیِ.خندهاصلاً فضای مجازی رو ساختن برای همین کارها. فضای مجازی یعنی فضایی که واقعی نیست. یه چیزی تو مایه‌های‌ سراب. فضایی برای عقده گشایی. جایی که میتونی به بهترین نحو خودت رو تخلیه کنی. اوه... نه نه نه.متعجباشتباه نکنید. منظورم از تخلیه، روحی بود. وگرنه فضای مجازی راهی به فاضلاب نداره و در صورت تخلیه فقط گند میزنید به زندگی تون، نگید نگفتم.لبخندمهر شده اصلاً من فکر می‌کنم علت اینکه فضای مجازی اینقدر طرفدار داره، بخاطر این که همه میتونن از خودشون بیان بیرون و یکی دیگه شن.چشمکاینقدر کیف داره که از شر هر جبری خلاص میشی. حتی میتونی بابا، ننه، خواهر و برادرت رو اونجور که دوست داری انتخاب کنی؛ اما میخوام اعتراف کنم که در این انتخاب اعضاء خانواده به مشکل بر خوردم. بی تقصیرآخه من مهاراجه هند رو به عنوان پدر انتخاب کردم. جنیفر لوپز رو به عنوان خواهر که حداقل چار نفر ما رو با هم دیدن، بگن چقدر شبیه همدیگه هستن حداقل در قسمت دیفرانسیل.چشمک چون عاشق دی کاپریو هستم، ایشون را به عنوان برادر انتخاب کردم ولی مدام با جنیفر لج و لجبازی داشتن مجبور شدم با پاندای کونگ فو کار عوضش کنم.اخم آخه عاشق شخصیت باحالشم. ولی خودمونیم ها، خوب شد توی زندگی واقعی جبر جاش رو به اختیار نداد وگرنه برای فرزند مهاراجه شدن و برادر جنیفر شدن، چه کشت و کشتاری که نمیشد.مردد
  حالا نوبتی هم که باشه، چهره و سلفی از همه چی واجب تره. خندهخوبی دنیای مجازی اینِ که به عمل زیبایی و پروتز و این قبیل ماست مالیا نیازی نداری. فتوشاپ حلالِ مشکلاتِ. لبخندفقط اگه بخوای دوستات یا فالوورات زیاد بشه تا میتونی باید عکس با شلیته و لبای غنچه بگیری.بوسهخجالتی  دیگه کار تموم شد. فقط میمونه باز کردن یک پیج اینستاگرام و اکانت تلگرام. وای... نزدیک بود فراموش کنم، انتخاب یک اسم خاص و با کلاس هم خیلی مهمِ. اسمم رو میزارم پونهبوسه
  پیج و اکانت جدید راه اندازی شد. حالا باید توی چند تا گروه عضو بشم.خجالتیلبخند
  * چند روز بعد
  تلگرام:
  آقای بایسته: من افتخار آشنایی با چه بانوی زیبایی دارم؟خجالتی
  کاظم: یه لحظه احساس کردم مُردم. آخه حوری بهشتی توی مخاطبین گوشی من چکار میکنه؟بی تقصیر
  مهرداد: خوشگل خانوم، عکس خودتِ؟ البته برای من مهم نی... من خیلی تنهام. با من دوست میشی؟اخم
  محمد: اصل میدین؟فریاد
  بعضی از پیامها رو هم که اصلاً نمیشه نوشت. فقط کفرم در اومد از یکی از دوستان مداحم که من شغلش رو گفتم خواهشاً شماها به کسی نگید، بین خودمون بمونه، متعجبفریادچند بار بهش پیام دادم که سید، تو که آشنا داری میتونی یه وامی برام جور کنی؟ بی معرفت اصلا پیامم رو نخونده بود، اما حالا تا عکس رو دیده پی وی رو باز کرده و جواب داده: ببخشید، شماره تون برام آشنا نیست. اگر از خواهران جلسه هستید، هر جا صلاح میدانید که مخالف عرف و شرع هم نباشد بفرمایید، خدمت برسم و در حد توان رفع مشکل کنم.فریادمتعجبفریاد
  دیگه پی وی ها رو باز نکردم و رفتم سراغ گروه ها. از یه پستی خوشم اومد و طبق معمول همیشه براش لایک زدم. به صدم ثانیه نرسید که طرف اومد پی وی و نوشت: خودت لایک داری عزیزم. .... اصل میدی لطفاً ... متعجبفریادفریاد
  چنان ریختم بهم. تازه فهمیدم توی گروه ها چرا خانم ها هیچ مطلبی رو لایک نمیزنن. متعجبگریهکلاً تلگرام رو بستم و رفتم سراغ اینستا. وای ... چشمتون روز بد نبینه... دیدم چه خبره... بوسهخجالتیصد و هفده نفر فالوو، شصت هفتاد تا پیام و چهار صد و پنجاه و شش تا لایک برای یک غنچه کردن لب توی عکس.لبخند توی دلم گفتم اگه اون عکس دیگه رو بزارم چی میشه؟مردد شروع کردم به خوندن کامنت ها.
ـ خوش بحال اونی که میخوای ببوسیش.بوسه  ـ جووووووون غنچه نیس ک باغچه گلِبوسه    ـ ببند بابا گاله رو فریاد ـ پلیز دایرکتچشمک ـ کی .... تو رو فریادمتعجبفریاد ـ خجالت بکش. از خدا بترس. این چه عکسیه گریه ـ اگه پایه دوستی هستی شماره ام رو گذاشتم تو دایرکتمردد  بعضی از کامنت ها رو هم که اصلاً نمیشه نوشت.مردداخمدایرکتم که عمرا بنویسم. همش ممیزی داره.خجالتی




ادامه مطلب...
_________________________________________________________________________________
ارسال نظر(10)      
وقتی من دختر شدم
  توسط سید جواد قریشی

داستان طنز کوتاه

* تقدیم به شیردل بانو سمیه که فکر اولیه مطلب با نگاهی به پیج اینستاگرام ایشان شکل گرفت

 دلم میخواست دختر میشدم. خجالتیسالها آرزو داشتم دختر بودم. مگه من چیم از مایکل جکسون کمتره؟ متعجبخوشگل نیستم، که هستم... رقصمم هم خیلی بهتره... فقط اون پول داره، من ندارم. مرددبلاخره، به آرزوم رسیدم. دختر شدم. با همه امکانات. قد بلند... مو مشکی... ابرو کمون... جلوبندی و دیفرانسیل هم بیست ِ بیست. یک فول آپشن به تمام معنی. بوسهمطمئنم الان داری توی دلت میگی این یه داستان آبکی تخیلی ِ که آخرش از خواب بیدار میشه و همش سرکاری و کلیشه ای بوده؟ آره؟ فریاد.... نه. فریادمن نه دارم خواب می بینم و نه داستان یه افسانه است. واقعیت محضِ. من دختر شدم. زیر ابرو برداشتن و لاک و تتو که دیگه همگانی شده و دختر و پسر نداره. من کلاً تغییر جنسیت دادم. خجالتییک دختر سکسی گلِ گلاب البته در فضای مجازی. راستش وقتی دیدم جذابیت و خوشگلی و رقصِ بهتر از مایکل و ممد خردادیان، بدون شیتیل مثل فیلسوفی میمونه که صد جلد کتاب نوشته و چون پول نداره چاپشون کنه، هیچکس آدمم حسابش نمی کنه، با خودم گفتم بهترین جا فضای مجازیِ. اصلاً فضای مجازی رو ساختن برای همین کارها. فضای مجازی یعنی فضایی که واقعی نیست. یه چیزی تو مایه های سراب. فضایی برای عقده گشایی. جایی که میتونی به بهترین نحو خودت رو تخلیه کنی. اوه... نه نه نه. اشتباه نکنید. پا در دهانمنظورم از تخلیه، روحی بود. وگرنه فضای مجازی راهی به فاضلاب نداره و در صورت تخلیه فقط گند میزنید به زندگی تون، نگید نگفتم. فریاداصلاً من فکر میکنم علت اینکه فضای مجازی اینقدر طرفدار داره، بخاطر این که همه میتونن از خودشون بیان بیرون و یکی دیگه شن. اینقدر کیف داره که از شر هر جبری خلاص میشی. حتی میتونی بابا، ننه، خواهر و برادرت رو اونجور که دوست داری انتخاب کنی؛ اما میخوام اعتراف کنم که در این انتخاب اعضاء خانواده به مشکل بر خوردم. گریهآخه من مهاراجه هند رو به عنوان پدر انتخاب کردم. جنیفر لوپز رو به عنوان خواهر که حداقل چار نفر ما رو با هم دیدن، بگن چقدر شبیه همدیگه هستن حداقل در قسمت دیفرانسیل. چشمکچون عاشق دی کاپریو هستم، ایشون را به عنوان برادر انتخاب کردم ولی مدام با جنیفر لج و لجبازی داشتن مجبور شدم با پاندای کونگ فو کار عوضش کنم. آخه عاشق شخصیت باحالشم. لبخندولی خودمونیم ها، خوب شد توی زندگی واقعی جبر جاش رو به اختیار نداد وگرنه برای فرزند مهاراجه شدن و برادر جنیفر شدن، چه کشت و کشتاری که نمیشد. حالا نوبتی هم که باشه، چهره و سلفی از همه چی واجب تره. خوبی دنیای مجازی اینِ که به عمل زیبایی و پروتز و این قبیل ماست مالیا نیازی نداری. فتوشاپ حلالِ مشکلاتِ. فقط اگه بخوای دوستات یا فالوورات زیاد بشه تا میتونی باید عکس با شلیته و لبای غنچه بگیری. بوسهدیگه کار تموم شد. فقط میمونه باز کردن یک پیج اینستاگرام و اکانت تلگرام. وای... نزدیک بود فراموش کنم، انتخاب یک اسم خاص و با کلاس هم خیلی مهمِ. متعجباسمم رو میزارم پونه پیج و اکانت جدید راه اندازی شد. حالا باید توی چند تا گروه عضو بشم.

* چند روز بعد

تلگرام:

آقای بایسته: من افتخار آشنایی با چه بانوی زیبایی دارم؟ آرامکاظم: یه لحظه احساس کردم مُردم. آخه حوری بهشتی توی مخاطبین گوشی من چکار میکنه؟ بوسهمهرداد: خوشگل خانوم، عکس خودتِ؟ البته برای من مهم نی... من خیلی تنهام. با من دوست میشی؟ اخممحمد: اصل میدین؟ بعضی از پیامها رو هم که اصلاً نمیشه نوشت. فقط کفرم در اومد از یکی از دوستان مداحم که من شغلش رو گفتم خواهشاً شماها به کسی نگید، بین خودمون بمونه، چشمکچند بار بهش پیام دادم که سید، تو که آشنا داری میتونی یه وامی برام جور کنی؟ بی معرفت اصلا پیامم رو نخونده بود، اما حالا تا عکس رو دیده پی وی رو باز کرده و جواب داده: ببخشید، شماره تون برام آشنا نیست. اگر از خواهران جلسه هستید، هر جا صلاح میدانید که مخالف عرف و شرع هم نباشد بفرمایید، خدمت برسم و در حد توان رفع مشکل کنم. فریاددیگه پی وی ها رو باز نکردم و رفتم سراغ گروه ها. از یه پستی خوشم اومد و طبق معمول همیشه براش لایک زدم. به صدم ثانیه نرسید که طرف اومد پی وی و نوشت: خودت لایک داری عزیزم. .... اصل میدی لطفاً ... بی تقصیرچنان ریختم بهم. تازه فهمیدم توی گروه ها چرا خانم ها هیچ مطلبی رو لایک نمیزنن.کلاً تلگرام رو بستم و رفتم سراغ اینستا.

وای ... چشمتون روز بد نبینه... دیدم چه خبره... صد و هفده نفر فالوو، شصت هفتاد تا پیام و چهار صد و پنجاه و شش تا لایک برای یک غنچه کردن لب توی عکس. اخمتوی دلم گفتم اگه اون عکس دیگه رو بزارم چی میشه؟ شروع کردم به خوندن کامنت ها.

ـ خوش بحال اونی که میخوای ببوسیش. خجالتیـ جووووووون غنچه نیس ک باغچه گلِ بوسهـ ببند بابا گاله رو مهر شدهـ پلیز دایرکت چشمکـ کی .... تو رو فریادـ خجالت بکش. از خدا بترس. این چه عکسیه گریهـ اگه پایه دوستی هستی شماره ام رو گذاشتم تو دایرکت مرددبعضی از کامنت ها رو هم که اصلاً نمیشه نوشت. آرام دایرکتم که عمرا بنویسم. همش ممیزی داره.

_________________________________________________________________________________
ارسال نظر(6)      
دوست مجازی من
  توسط سید جواد قریشی


دوست مجازی من
می‌گویند با حضور در دنیای مجازی، افسرده میشوی، گوشه‌گیری و انزوا سراغت می‌آید.
اما؛
نه من می‌دانم که تو کی هستی نه تو
برای تو نمیدانم
اما برای من اصلا مهم نیست.
پیرمردی که خود را دخترکی جوان زده‌ای یا بانویی که خود را پسر
اصلا برایم مهم نیست.
در گوشه‌ای خلوت، در انزوای کامل و دور از جامعه پوشالی واقعی به تو پناه می‌آورم. با لایک و کامنتت سر ذوق می‌آیم. صبحت را بخیر میگویم و تولدت را تبریک
خسته و درمانده از آدمهای واقعی که بهترین شان خنجری بر قلب میزند، به تو پناه می‌آورم.
در این دنیای مجازی دنیایی ساخته‌ام، آن طور که دوست دارم. آن طور که دوست دارم. هیچ چیز جبر نیست و نمیدانی چه لذتی دارد به اختیار انتخاب کردن.
دیگر نمیگویم برادرم است دیگر؛ خوب است یا بد از خون و ریشه من است.
برادرم را خودم انتخاب میکنم. غیر قابل تحمل هم که شد، خودخوری نمیکنم. دیلت و تمام.
تمام. به همین راحتی. بدون هیچ خودآزاری یا خدای ناکرده خون‌ریزی
دوست خوب مجازی من
در همین دنیا بمان
در دنیای واقعی، هیچ خبری نیست
دنیای واقعی فقط برای نفس کشیدن کافیست.


_________________________________________________________________________________
ارسال نظر(7)      
شهیدان زنده اند الله اکبر
  توسط سید جواد قریشی



اگر تا دیروز جمله "شهیدان زنده‌اند" برایم یک شعار بود؛لکن اتفاقات اخیر باعث شد تا این شعار برایم به حقیقتی غیر انکار بدل شود.
انتخاب نقش شهید بابایی از سوی همسرشان از میان این همه بازیگر عرصه سینما به شهاب حسینی تداعی چنین حقیقت است.
جدای از بازی خوب و قابل قبول شهاب حسینی به یقین رسانه‌ای شدن خبر فیلم اصغرفرهادی در جشنواره کن از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران مدیون شهید بابایی است.
اگر شهید بابایی نبود، امکان نداشت این افتخار بزرگ و غرورآفرین در شبکه سیما پخش شود.
همان‌طور که خبر اسکار عباس کیارستمی را هیچکس نفهمید و ایشان می‌فرماید: وقتی به فرودگاه رسیدم و طبیعتاً منتظر دیدار مردم و خبرنگاران بودم، مامورین انتظامی گفتند بهتر است از درب دیگری خارج شوید چون عده‌ای به قصد کتک زدن شما بیرون فرودگاه منتظرند.
و یا جایزه فیلم پیشین فرهادی که علاوه بر آنکه هیچ خبررسانی و تایید و تشویق صورت نگرفت، با هجوم سیاه نمایی ها از سوی منتقدان نان به نرخ روز مواجه شد.
جالب آن‌که در همین اطلاع رسانی رسانه ملی، اول نام شهاب حسینی به عنوان بهترین بازیگر برده شد و در ادامه نیز یادآور شدند که ایشان همان کسی است که نقش شهید بابایی را بازی کرده‌اند و بعد به نام خالق اثر اصغر فرهادی نیم اشاره‌ای شد.
باز هم خدا را شکر که به همت والای شهید بابایی این بار همچون عباس کیارستمی عزیز خجل و شرمسار نشدیم
"سید جواد قریشی"


_________________________________________________________________________________
ارسال نظر(0)      
 
 
درباره وبلاگ


من سال هاست مينويسم شعر، داستان، فيلمنامه، نمايش و ... قالب هاي متفاوت ادبي را تجربه ميكنم. مينويسم براي خودم... مينويسم براي تو ... مينويسم براي دلم ... مينويسم براي هر آن كه اهل دل است. دل نويس من تقديم تو {09361706052} اين شماره به وبلاگ تعلق دارد و براي تبادل نظر و ثبت نام در گروه يا كلاس‌هاي آموزشي در نظر گرفته شده است تا دوستان راحت تر بتوانند نظرات و مطالب خود را پيامك كنند و يا به گفتگو بنشينند.
511sayyed@gmail.com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
کد پیغام خوش آمدگویی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران