حسرت کشیدم
وقتی که دیدم
من مادری را
همراه فرزند
این جا و آن جا
آهی کشیدم
تنهای تنها
وقتی که دوستان
رفتند و گفتند :
دیر است و مادر
دلواپسمان
اشکم فرو ریخت
بر روی خاکی
ای غم ببار این
خاک عزیزی است
در هم کشیده
اوج غرورم
در زیر این خاک
سنگ صبورم
|
قطعات ادبی
شعر، داستان، فیلمنامه، نمایش، نقدادبی و ...
آه ، مادر من
شنبه 08 بهمن 1390 توسط foozhan
|
من سال هاست مينويسم شعر، داستان، فيلمنامه، نمايش و ... قالب هاي متفاوت ادبي را تجربه ميكنم. مينويسم براي خودم... مينويسم براي تو ... مينويسم براي دلم ... مينويسم براي هر آن كه اهل دل است. دل نويس من تقديم تو {09361706052} اين شماره به وبلاگ تعلق دارد و براي تبادل نظر و ثبت نام در گروه يا كلاسهاي آموزشي در نظر گرفته شده است تا دوستان راحت تر بتوانند نظرات و مطالب خود را پيامك كنند و يا به گفتگو بنشينند. 511sayyed@gmail.com |
ارسال نظر(1)